آتشگردون



آیا سقفی بالای سرت هست؟
نانی برای خوردن
لباسی برای پوشیدن
و ساعتی برای خوابیدن داری؟آری
نامی برای خوانده شدن
کتابی برای آموختن
و دانشی برای یاد دادن داری؟آری
بدنی سلامت برای برداشتن سبد یک پیر زن.
سخنی برای شاد کردن یک کودک
دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟آری
لحظه ای برای حس کردن
قلبی برای دوست داشتن
و خدایی برای پرستیدن داری؟آری
پس خوشبختی بسیار خوشبخت

+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1392ساعت 16:28  توسط آتش  | 


برگرفته از یک ای میل:


ساده که میشوی

همه چیز خوب میشود

خودت ،غمت ،مشکلت ،غصه ات

هوای شهرت ، آدمهای اطرافت ،حتی دشمنت

 

یک آدم ساده که باشی

برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست

که قیمت تویوتا لندکروز چند است

فلان بنز آخرین مدل ، چند ایربگ دارد

 

مهم نیست

نیاوران کجاست

شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه کدام حوالی اند

رستوران چینی ها گرانترین غذایش چیست

 

 

ساده که باشی

همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود

همیشه لبخند بر لب داری

بر روی جدولهای کنار خیابان راه میروی

زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی

 

آدم برفی که درست میکنی

شال گردنت را به او میبخشی

 

 

ساده که باشی

همین که بدانی بربری و لواش چند است

کفایت میکند

نیازی به غذای چینی نیست

آبگوشت هم خوب است 
ساده که باشی

 

 

آدمهای ساده را دوست دارم

بوی ناب آدم میدهند

ساده كه مي‌شوي

فرمول نمي‌خواهي

ايكس تو هميشه مساوي ايگرگ توست

ساده كه مي‌شوي

درگير راديكال، انتگرال و مشتق و رياضت‌ها نيستي

هرجايي به راحتي محاسبه مي‌شي

ساده كه مي‌شوي

حجم نداري، جايي نمي‌گيري

زود به‌ياد ميايي و دير از خاطر ميروي

ساده كه مي‌شوي

كوچك مي‌شوي

توي دل هر كسي جا مي‌شوي

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1392ساعت 5:50  توسط آتش  | 



فاصله گرفتن از کسانی که دوستشان دارید بی فایده است

زمان به ما نشان خواهد داد

که جانشینی برای آنها نخواهد بود.

 

 

گاهی خلوت دوست را به هم بریز تا بداند که تنها نیست . این مرام ماست  که در وجود دوست خانه ای داشته باشیم حتی به مساحت یک یاد.

 

 

فقر آفت یک طبقه نیست، بلای همه جامعه است .

رنج فقر رنج یک فقیر نیست، ویرانی یک اجتماع است.

ویکتور هوگو

 

یک دوست واقعی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشه ، باز هم یک دلیل برای ماندن پیدا میکنه و پیشت میمونه.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 بهمن1391ساعت 6:13  توسط آتش  | 


هر انسانی در اعماق وجود خود یک " رضا خان" دارد.

تا اینجا مشکلی نیست .مشکل از آنجایی آغاز میشود ، که انسان ، عاشق و شیفته ی رضا خان خویش بشود و کل دستگاه عقل و روح خود را ، رضامندانه و با لذتی شهوانی به او بسپارد.

برگرفته از کتاب " ابوالمشاغل " – نوشته : نادر ابراهیمی

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1391ساعت 15:6  توسط آتش  | 


آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است
حالا اما
نمی خواهم برخیزم
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آذر1391ساعت 12:28  توسط آتش  | 


بعضی وقت ها سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی ...
بعصی وقت ها سکوت می کنی چون واقعا حرفی برای گفتن نداری ...
گاهی موقع ها سکوت یه اعتراضه، گاهی موقع هام انتظاره.
اما بیشتر وقتها سکوت واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه
غمی رو که تو وجودت داری، توصیف کنه ...
+ نوشته شده در  شنبه 11 آذر1391ساعت 19:20  توسط آتش  | 

به نام دوست

حکایت رفاقت من با تو ، حکایت قهوه ایست  که امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم.

که با هر جرعه بسیار اتدیشیدم ، که این طعم  را دوست دارم یا نه؟

تمام که شد ، فهمیدم باز هم قهوه میخواهم !

تلخ تلخ .

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1391ساعت 6:32  توسط آتش  | 


جملات دکتر شریعتی در مورد امام حسین

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند.

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا
  .

حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه ی بت، مساوی است.  

حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند

"آنها كه تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده ‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده ‏اند؟ 

اكنون شهیدان كارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌كنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1391ساعت 14:24  توسط آتش  | 


یک عذر خواهی واقعی سه بخش دارد:

نخست – متاسفم

دوم – تقصیر من بود

سوم – برای جبرانش چه کاری میتوانم بکنم؟

اغلب ما بخش سوم را فراموش میکنیم!

در موردش فکر کنید و با شجاعت تمام از این پس عذر خواهی را کامل انجام دهید.

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1391ساعت 15:36  توسط آتش  | 

من سیاره ای را میشناسم که در آن مردی سرخ چهره هست . این مرد هرگز گل نبوییده ، هرگز به ستاره ای نگاه نکرده ،هرگز کسی را دوست نداشته ، و هرگز کاری به جز جمع کردن انجام نداده است . هر روز پشت سر هم تکرار میکند :" من یک مرد جدی هستم . یک مرد جدی !!" . و از غرور و نخوت باد به دماغ می اندازد . ولی آخر او آدم نیست ، او قارچ است.

شازده کوچولو

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1391ساعت 7:9  توسط آتش  | 

میخواستم وبلاگ را تعطیل کنم و دیگه ننویسم ولی این متن نگذاشت . متاسفانه نمیدونم نویسنده اش کیه ولی عنوانش " وداع " است.

شاید هم وداعی باشه با وبلاگم:

آدم هميشه دنبال قطعه اي گم شده است،
هيچ آدمي را نمي توان يافت كه قطعه خود را جستجو نكند


فقط نوع قطعه هاست كه فرق مي كند، يكي به دنبال دوستي است
ديگري در پي عشق؛ يكي مراد مي جويد و يكي مريد
يكي همراه مي خواهد و ديگري شريك زندگي، يكي هم قطعه اي اسباب بازي


به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود يا دست كم بدون آرزوي يافتن آن نمي تواند زندگي كند
گستره اين آرزو به اندازة زندگي آدم است و آرزوهاي آدم هرگز نابود نمي شوند
بلكه تغيير موضوع مي دهند. حتي آن كه نمي خواهد آرزويي داشته باشد
آن كه آرزويش را از كف داده است
آنكه ايمان خود را به آرزويش از دست داده است
تمامي تلاشش باز براي گريز از تنهايي است


 
عشق، رفاقت، شهرت طلبي ... همه به خاطر هراس از تنها ماندن است
وشايد قوي ترين جذابيت وصال در همين باشد
كه آدمي در هنگام وصال هرگز گمان نمي برد كه روزي تنها خواهد ماند


تو گاهي خيال مي كني گمشده خود را باز يافته اي
اما بسيار زود درمي يابي كه اين بازيافته ات قدري بزرگتر از بخش گمشده توست
يا قدري كوچكتر


گاهي او را مي يابي و مدت كوتاهي در خوشبختي رسیدن به او به سر مي بري و
اما گاه او رشد مي كند و از خلاء تو يا حتي خود تو بزرگتر مي شود و ديگر در درونت نمي گنجد
آن گاه او بدل به قطعه گم شده يك نفر ديگر مي شود و
تو را براي جستن دايره خود ترك مي كند

گاه نيز تو بزرگ مي شوي و
او كوچك باقي مي ماند و روزي ناگهان درمي يابي كه (او) قطعه گم شده ي تو نبود

گاهي هم (او) را مي يابي و اين بار از ترس آنكه مبادا از دست تو ليز بخورد و برود
سفت نگهش مي داري ، دو دستي به او مي چسبي و
ناگهان گمشده تو زير بار اين فشار خرد و له مي شود
و سرانجام نيز از دست مي دهي اش


احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن
تنها مي ماني


گاه ته دلت حتي مي ترسي كه قطعه گم شده ات را پيدا كني
كه مبادا دوباره گمش كني


همیشه آن كس كه بيشتر دوست دارد، ضعيف تر است و بيشتر رنج مي برد
و همين ضعف است كه احساس بي ثباتي به آدم مي بخشد
زيراآدم تماميت خود را منوط به چيزي مي كند كه ثباتي ندارد


ما همواره خود را قطعه هايي گم شده حس مي كنيم. ما همواره در انتظار نشسته ايم؛
درانتظار كسي كه از راه برسد و ما را با خود ببرد، كه بيايد و ما را كامل كند
بدون او ما همواره خود را گمشده و تنها و ناقص حس مي كنيم


برخي از ما شايد براي هميشه در انتظار (او) بمانيم و بنشينيم و بپوسيم
برخي از ما ، ديروز، امروز و هر روز قطعه هايي گمشده بوده ايم


گاهي بعضي ها با ما جور در مي آيند، اما همراه نمي شوند
گاهي نيز آدم هايي را مي يابيم كه با ما همراه مي شوند اما جور در نمي آيند


برخي وقت ها ما آدم هايي را دوست داريم كه دوستمان نمي دارند
همان گونه كه آدم هايي نيز يافت مي شوند كه دوستمان دارند ، اما ما دوستشان نداريم


به آناني كه دوست نداريم اتفاقي در خيابان بر مي خوريم و همواره بر مي خوريم
اما آناني را كه دوست مي داريم همواره گم مي كنيم
و هرگز اتفاقي در خيابان به آنان بر نمي خوريم


برخي رابطه ها ظريفند ، به طوري كه به كوچكترين نسيمي مي شكنند
و برخي رابطه ها چنان زمختند كه روح ما را زخمي مي كنند


برخي بيش از اندازه، قطعه گم شده دارند و چنان تهي اند وروحشان چنان گرفتار حفره هاي خالي است
كه تمام روح ما نيز كفاف پر كردن يك حفره خالي درون آنان را ندارد


برخي ديگر نيز بيش از اندازه قطعه دارند و هيچ حفره اي، هيچ خلائي ندارند تا ما برايشان پُركنيم


برخي هرگز ما را نمي بينند ونمي يابند و برخي ديگر
بيش از اندازه به ما خيره مي شوند


بعضي وقت ها هم بعضي ها توي زندگي تو راه مي يابند
اما هیچ گاه تو را نمي فهمند
مثل شمع کوچکی که راهت را کمی روشن کرده است ولی
دستت را سوزانده است


گاه ما براي يافتن گمشده خويش، خود را مي آراييم
گاه براي يافتن (او) به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همه چيز مي رويم
و همه چيز را به كف مي آوريم و اما (او) را از كف مي دهيم


گاهي اويي را كه دوست مي داري احتياجي به تو ندارد
زيرا تو او را كامل نمي كني
تو قطعه گمشده او نيستي
تو قدرت تملك او را نداري
گاه نيز چنين كسي تو را رها مي كند
و گاهي نيز چنين كسي به تو مي آموزد كه خود نيز كامل باشي
بي نياز از قطعه هاي گم شده

او شايد به تو بياموزد كه خود به تنهايي سفر را آغاز كني
راه بيفتي ، حركت كني
او به تو مي آموزد و تو را ترك مي كند
اما پيش از خداحافظي مي گويد: شايد روزي به هم برسيم
مي گويد و مي رود


و آغاز راه برايت دشوار است
اين آغاز، اين زايش،‌ برايت سخت دردناك است
وداع با دوران كودكي دردناك است،‌كامل شدن دردناك است، اما گريزي نيست
و تو آهسته آهسته بلند مي شوي، و راه مي افتي و مي روي
و در اين راه رفتن دست و بالت بارها زخمي مي شود
اما آبدیده مي شوي و مي آموزي كه از جاده هاي ناشناس نهراسي
از مقصد بي انتها نهراسي، از نرسيدن نهراسي
و تنها
بروي و بروي و بروي

شل سیلور استاین

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 7:12  توسط آتش  | 

چند تا کار خیلی سخت:

اول - لبخند زدن ، وقتی که از درون داری گریه میکنی.

دوم - تحمل کردن آدم نفهم.

سوم - سکوت ، وقتی که داری میترکی.

چهارم - کسی را که دوست داری از دست بدی.

پنجم - بدونی داره دروغ میگه  و به روش نیاری.

ششم - خوابت بیاد ولی مجبور باشی بیدار باشی.

هفتم - یکی را بخوای ولی نتونی بهش بگی.

هشتم - خواندن درسی که دوست نداری.

نهم - وانمود کردن چیزی که نیستی.

شما کدوم یکی از این کار ها را انجام دادین؟ به جز اینها چه کار سخت دیگه ای انجام دادین؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1391ساعت 16:19  توسط آتش  | 

به نام دوست


*احساس خوبیه ... وقتی یه نفر دلتنگت میشه ... احساس بهتریه ... وقتی یه نفر عاشقت میشه ... اما بهترین احساس اینه که بدونی ... یه نفر هیچوقت فراموشت نمیکنه ... !

 

*کسی که تو رو دوست داشته باشد ؛ باتو میماند برای داشتنت می جنگد ! اما .... اگر دوستت نداشته باشد به هر بهانه ای می رود ... !!!

 

*اون قدیما عاشق که می شدیم رویا می بافتیم

موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم

جرات نداشتیم شماره بدهیم

مبادا گوشی را بابا هایمان بردارند

ما خودمان خودمان را شناختیم

هیچکس یادمان نداد

و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل

نسلی که عشق و حال هایشان را توی کاباره های لاله زار کرده بودند

و نسلی که دارد با فارسی وان و  فیس بوک بزرگ می شوند وهیچکدامشان ما را نمی شناسند و نمی فهمند

 

*بهترین درودهایم نثار آنانی باد که کاستی هایم را میدانند و باز هم دوستم دارند

 

*شعر یعنی انعکاس چشم تو در چشم من و انعکاس چشم من در چشم تو

 

*برادرم تو را دوست دارم، هر که میخواهی باش ؛ خواه در کلیسایت نیایش کنی ، خواه در مسجد یا معبد . من و تو فرزندان یک آیین هستیم ، زیرا راههای گوناگون دین ، انگشتان دست دوست داشتنی " یگانه ی برتر " هستند ؛ همان دستی که سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست یافتن به همه چیز را رسایی و بالندگی جان میبخشد.

جبران خلیل جبران

 

*از کسی که دوستش داری ساده دست نکش
چون بعد رفتنش اینقدر قلب و ذهنت پر خاطرات میشه
کــه نمی تونی قلب و ذهنتـــو به دیگـــری بدی.....!

 

 

*برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛ یکی در آسمان و یکی در قلب

 

*دلمان کوچک است ولی آنقدر جا دارد که برای هر عزیزی که دوستش داریم نیمکتی بگذاریم برای همیشه

 

*جهان سوم جاییست که اگه یه زن به شوهرش خیانت کنه سنگسارش می کنن
 اما اگه یه مرد به زنش خیانت کنه به زنش میگن بیشتر به شوهرت برس

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1391ساعت 13:43  توسط آتش  | 

به نام دوست

حرمت اعتبار خود را

هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران مشکن

که ما هر یک یگانه ایم

موجودی بی نظیر و بی تشابه

و آرمانهای خویش را

به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن

تنها تو می دانی که "بهترین" در زندگانیت

چگونه معنا می شود

از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر

بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که در زندگی خویش

که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را از دست می دهد

زندگیت را با دم زدن در هوای گذشته

و نگرانی فرداهای نیامده

آسان هدر نده

هرروز، همان روز را زندگی کن

و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای

و هرگز امید از کف مده

آنگاه که چیز دیگری

برای دادن در کف داری

همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد

که قدمهای تو باز می ایستد

و هراسی به خود راه مده

از پذیرفتن این حقیقت که

هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد

تنها پیوند میان ما

خط نازک همین فاصله است

برخیز و بی هراس خطر کن

در هر فرصتی بیاویز

و هم بدینسان است که به مفهوم شجاعت

دست خواهی یافت

آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت

عشق را از زندگی خویش رانده ای

عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری، سرشارتر شود

و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری، آسان تر از کف رود

پروازش ده تا که پایدار بماند

زندگی مسابقه نیست

زندگی یک سفر است

و تو آن مسافری باش که در هر گامش

ترنم خوش لحظه ها جاریست

بادا كه همه روزهای عمرتان را زندگی كنید

 

+ نوشته شده در  جمعه 28 بهمن1390ساعت 19:36  توسط آتش  | 

به نام دوست

نمیدونم این متن را کی گفته ولی هر کس گفته گل گفته:

دو قطره آب كه به هم نزديك شوند ، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند
اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند

پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم ، فهم ديگران برايمان مشكل تر و در نتيجه امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد

آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ به مراتب سر سخت تر و در رسيدن به هدف خود لجوجتر و مصممتر است

سنگ ، پشت اولين مانع جدی می ايستد
اما آب راه خود را به سمت دريا می يابد

در زندگی معنای واقعی سرسختی ، استواری و مصمم بودن را در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد

گاهی لازم است كوتاه بيايی

گاهی نمیتوان بخشید و گذشت
اما می توان چشمان را بست و عبور کرد

گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری
گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوز که نبینی

ولی با آگاهی و شناخت و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 بهمن1390ساعت 16:5  توسط آتش  | 

به نام دوست

جبران خلیل جبران:

برادرم ! تو را دوست دارم ، هر که می خواهی باش ، خواه در کلیسایت نیایش کنی ، خواه در معبد ، خواه در مسجد.

من و تو فرزندان یک آیین هستیم زیرا دین های گوناگون ، انگشتان دست دوست داشتنی "یگانه ی برتر" هستند ، همان دستی که سوی همگان دراز شده و همه ی  آرزومندان دست یافتن به همه چیز را رسایی و بالندگی جان میبخشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آذر1390ساعت 7:3  توسط آتش  | 

به نام دوست

بر گرفته از یک ای میل:

-دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه
ـ دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که می گی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه
ـ دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه
ـ دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه
ـ دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش ...
... - دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ...اما بدون شمارش و حساب و کتاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1390ساعت 16:23  توسط آتش  | 

به نام دوست


بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و

بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت..

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬بعضی جلد ضخیم،

بعضی جلد نازک و بعضی اصلا جلد ندارند.

بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و

بعضی با کاغذ خارجی

بعضی آدمها ترجمه شده اند و

بعضی تفسیر می شوند.

بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و

بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند.

بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند و

بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.

بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند.

بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.

بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.

بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و

بعضی را توی کیف.

بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند.

بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها معلومات عمومی.

بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و

بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان .

ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و

از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت

به راستی ما کدامیم؟..

 

 

با تشکر از نسرین عزیز که این متن را توسط ای میل برام فرستاد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 شهریور1390ساعت 21:29  توسط آتش  | 

 

 به سلامتی اونایی که هر چی شکستن، دل نشکستن

به سلامتی اون كسی كه میدونه ولی همیشه ساكت می مونه

به سلامتی هر كس كه درونش داره میسوزه اما ترجیح میده لبهاشو بدوزه

به سلامتی اون سوال هایی که پرسیده نمی شن ولی جوابشون بغض میشه تو دل آدم

به سلامتی اونیکه تو دردناکترین لحظه ها، سنگینیه سکوت رو تحمل کرد اما لب باز نکرد تا عشقش همونجوری که خوشه ، خوش بمونه

به سلامتی مدادهای مداد رنگی که تا آخرین ذره ی وجودشون یه رنگ میمونن . . .

به سلامتی شب که زشتی های روزُ تو خودش محو میکنه...

به سلامتی همه مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریفه, هیچکی به احترامش بازی نمیکنه.

امروز تو خيابون دست يه نفر يه قناري ديدم پرسيدم : فروشيه؟ گفت : نه ؛ رفيقمه ... به سلامتي همه اونايي که رفيقاشونو نميفروشن

به سلامتی ایرانسل که به آدم میفهمونه که قبول کردن بعضی پیشنهادها فقط از اعتبار آدم کم میکنه....

به سلامتی رفیقی که دلتو می شکنه اما تو سکوت می کنی چون دوسش داری

به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره

به سلامتی خدا که هر وقت باهاش گل یا پوچ بازی کنی برنده ای چون همیشه دو دستشم پره!!

به سلامتی اونایی که با هر وزش باد ، جهت عقایدشون تغییر نکرد و نمی کنه

به سلامتی اونی که از بس چشماش دنبال رنگ بود و رنگ دیده بود فکر کرد دل ما فرشه و از روش رد شد.

به سلامتی هرچی مرده ! که مرد بودن به جنسیت نیست به مرامه

با سپاس  و به سلامتی " ر . ن " که این متن را در ای میلی برام فرستاد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 شهریور1390ساعت 9:58  توسط آتش  | 

به نام دوست

این مطلب را از دیوار دوستی در فیس بوک سرقت کردم و هیچ گونه خلاقیت و نو آوری در نوشتنش نداشتم:

بعضی ها وقتی کاری داشته باشند دوستت هستند .

بعضی ها وقتی گیر می کنند دوستت هستند.

 بعضی ها نیستند و وقتی هم هستند بهتر است نباشند .

بعضی ها نیستند و ادای بودن در می آورند .

بعضی ها در عین بودن هرگز نیستند.

 بعضی های دیگر هم به طور کلی هستند ولی آدم نیستند.

 آنهای دیگری هم که آدم هستند نیستند............​اما...
بعضی ها هم دوستان واقعی هستند که همیشه هستند و هستند و هستند و دمشونم گرم و خیلی هم دوسشون دارم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مرداد1390ساعت 15:49  توسط آتش  | 

به نام دوست

مراقب قلب ها باشيم

 

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم


پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم


وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم

 
و همچنان تنها می مانیم

 

 

هیچ چیز آسان تر از قلب نمي شکند

 

ژان پل سارتر

            

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 خرداد1390ساعت 13:22  توسط آتش  | 

Strong persons know how to keep their life in order.Even with tears in their eyes, they still manage to say :"I'm OK" with a smile.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اردیبهشت1390ساعت 22:1  توسط آتش  | 

به نام دوست

مراقب قلب ها باشيم

 

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم


پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم


وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم

 
و همچنان تنها می مانیم

 

 

هیچ چیز آسان تر از قلب نمي شکند

 

ژان پل سارتر

           

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 اسفند1389ساعت 20:53  توسط آتش  | 

 

خدایا حکمت قدم هایی را که برایم بر میداری بر من آشکار ساز ؛

تا درهایی را که به سویم میگشایی ؛ ندانسته نبندم و

در هایی که به رویم میبندی ؛ به اصرار نگشایم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 دی1389ساعت 6:54  توسط آتش  | 

به نام دوست

با تشکر از " مرجان " عزیز که این جمله را برام " اس ام اس " کرد :

دوست داشتن همیشه گفتن نیست

گاهی سکوت است و گاهی به یاد بودن

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 دی1389ساعت 18:43  توسط آتش  | 

به نام پروردگار

 

 

سخنانی زیبا از ویکتور هوگو:

 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.




برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد

که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد

تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.





همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند

چون این کارِ ساده ای است

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند

و با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.



و امیدوام اگر جوان كه هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.





بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینکه سالی یک بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است!



و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

 

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389ساعت 7:29  توسط آتش  | 

به نام خدای حسین

امروز روز اول محرم است و یاد جمله ی زیبایی از دکتر علی شریعتی افتادم که میگه :

"در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد."


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آذر1389ساعت 7:2  توسط آتش  | 

به نام هستی بخش

 

 همیشه ِذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"،

  کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"،

  قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" ،

 مقداری خرد پشت "چه میدونم"

 و

اندکی درد پشت "اشکال نداره" وجود دارد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 آذر1389ساعت 12:4  توسط آتش  | 

به نام بهترین

         شنیدنی ها

اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري

 

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

 

عشق خيس شدن دو دلدار در زير باران نيست...عشق اينست که من چترم را روي دلدار بگيرم واو نبيند....نبيند وهرگز نداند که چرا در زير باران خيس نشد
 

انسان هم ميتواند دايره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست. تا ابد دور خودتان بچرخيد يا تا بينهايت ادامه بدهيد

 


بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا
 

خوشبختي مثل يك توپ است وقتي در حركت است به دنبالش مي دويم و وقتي ايستاده است به آن لگد مي‌ زنيم

 

 

عشق مثل آبي است درون دستت كه اگر از آن غافل شوي جز خاطره چيزي برايت باقي نمي ماند
 

هميشه در شيرين ترين لحظات زندگي در انتظار تلخي باش که غم و شادي با هم است مانند مرگ و زندگي ...........با همه مهربان بودن و بخشنده بودن است که جاودانه است


آرام باش ،توكل كن،تفكر كن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني كه زودتر از تو دست به كار شده اند
 

پروانه اغلب فراموش مي کند که روزي کرم بوده است


 

در کوهپايه هاي عشق دستت را به کسي نده تا از ان نترسي که در ارتفاعات دستت را رها کند


سخني از کنفوسيوس: مرد بزرگ وقار دارد اما متکبر نيست و مرد کوچک تکبر دارد ولي وقار ندارد

 

بدبختي اين حسن را دارد که دوستان حقيقي را به ما مي شناساند...سخني از بالزاک

هميشه اشتباهات مردم را ببخش نه به خاطر اينکه آنها سزاوار بخشش اند بلکه تو سزاوار آرامش هستي سخني اززرتشت  

  


  

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 آبان1389ساعت 16:9  توسط آتش  | 

به نام آفریننده

سنگ نوشته

نوشته ی سنگ مزار آدم های معروف:

اسکندر مقدونی :

اکنون گور او را بس است ؛ آن که جهان او را کافی نبود.

 

چرچیل :

من برای ملاقات با خالقم آماده ام اما اینکه خالقم برای ملاقات دردناک با من آماده باشد چیز دیگریست.

 

نیوتن :

طبیعت و قوانین طبیعت در تاریکی نهان بود . خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید و همه را روشن کند.

 

سهراب سپهری:

به سراغ من اگر می آیید

نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من

 

گل نراقی:

مرا ببوس

که میروم به سوی سرنوشت

 

میرزاده عشقی:

خاکم به سر

ز غصه به سر خاک اگر کنم

خاک وطن که رفت؛

چه خاکی به سر کنم

 

شعبان جعفری ( معروف به شعبان بی مخ) :

چو ایران مباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

·       البته وطن پرستی آن مرحوم بر هیچ کس پوشیده نیست !!!

 

و در نهایت نوشته ی زیبای سنگ مزار یک کشیش انگلیسی :

 

جوان و آزاد که بودم، تصوراتم هیچ محدودیتی نداشتند و در خیال خود می خواستم دنیا را تغییر دهم. پیر تر و عاقلتر که شدم، فهمیدم که دنیا تغییر نمی کند، بنابراین انتظارم را کم و به عوض کردن کشورم قناعت کردم. ولی کشورم هم نمی خواست تغییر کند. به میانسالی که رسیدم، آخرین تواناییهایم را به کار گرفتم تا فقط خانواده ام را تغییر دهم، ولی پناه بر خدا! آنها هم نمی خواستند عوض شوند. و اینک که در بستر مرگ آرمیده ام ، ناگهان دریافته ام که: "اگر فقط خودم را تغییر می دادم، خانواده ام هم تغییر می کرد و با پشتگرمی آنها می توانستم کشورم را هم عوض کنم و چه کسی می داند، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم."

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 آبان1389ساعت 14:38  توسط آتش  | 

مطالب قدیمی‌تر